تبليغاتX
شرقی غمگین
 سلمان خدادادي، فرمانده سپاه ملکان و نماينده اصولگراي مجلس هفتم شوراي اسلامي که چهارشنبه اول خرداد به ‏اتهام فساد اخلاقي بازداشت شده بود، سه شنبه 7 خرداد آزاد شد تا با حضور در جلسه علني مجلس، مراسم تحليف ‏را به جاي آورد و با امضاي متن سوگندنامه چهارمين دوره نمايندگي مجلس را آغاز کند.‏

 

شهرام رفيع زاده

منبع سایت روز


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط alno در دوشنبه 13 خرداد1387 و ساعت 0:14 |

انشتن[انيشتين] يک سلام ناشناس البته مي بخشي ،
دوان در سايه روشن هاي يک مهتاب خليايي
نسيم شرق مي آيد، شکنج طرّه ها افشان
فشرده زير بازو شاخه هاي نرگش[نرگس] و مريم
از آن هايي که در سعيديه شيراز مي رويند
زچين و موج درياها و پيچ و تاب جنگل ها
دوان مي آيد و صبح سحر خواهد به سر کوبيد
در خلوت سراي قصر سلطان رياضي را.
درون کاخ استغنا، فراز تخت انديشه
سر از زانوي استغراق خود بردار
به اين مهمان که بي هنگام و ناخوانده است، دربگشا
اجازت ده که با دست لطيف خويش بنوازد،
به نرمي چين پيشاني افکار بلندت را
به آن ابريشم انديشه هايت شانه خواهد زد.
نبوغ شعر مشرق نيز با آيين درويشي
به کف جام شرابي از سبوي حافظ و خيام
به دنبال نسيم از در رسيده مي زند زانو
که بوسد دست پير حکمت داناي مغرب را
انشتن آفرين بر تو ،
خلاء با سرعت نوري که داري ، در نورديدي
زمان در جاودان پي شد، مکان در لامکان طي شد
حيات جاودان کز درک بيرون بود پيدا شد
بهشت روح علوي هم که دين مي کفت،[مي گفت] جز اين نيست
تو با هم آشتي دادي جهان دين و دانش را
انشتن ناز شست تو!
نشان دادي که جرم و جسم چيزي جز انرژي نيست
اتم تا مي شکافد جزو جمع عالم بالاست
به چشم موشکاف اها[اهل] عرفان و تصوّف نيز
جهان ما حباب روي چين آب را ماند
من ناخوانده دفتر هم که طفل مکتب عشقم،
جهان جسم ، موجي از جهان روح مي دانم
اصالت نيست در مادّه.
انشتن صد هزار احسن و ليکن صد هزار افسوس
حريف از کشف و الهام تو دارد بمب ميسازد
انشتن اژدهاي جنگ ....!
جهنم کام وحشتناک خود را باز خواهد کرد
دگر پيمانه عمر جهان لبريز خواهد شد
دگر عشق و محبت از طبيعت قهر خواهد کرد
چه مي گويم؟
مگر مهرو وفا محکوم اضمحلال خواهد بود؟
مگر آه سحرخيزان سوي گردون نخواهد شد؟
مگر يک مادر از دل «واي فرزندم» نخواهد گفت؟
انشتن بغض دارم در گلو دستم به دامانت
نبوغ خود به کام التيام زخم انسان کن
سر اين ناجوانمردان سنگين دل به راه آور
نژاد و کيش و ملّيت يکي کن اي بزرگ استاد
زمين، يک پايتخت امپراطوري وجدان کن
تفوق در جهان قائل مشو جز علم و تقوا را
انشتن نامي از ايران ويران هم شنيدستي؟
حکيما، محترم مي دار مهد ابن سينا را
به اين وحشي تمدّن گوشزد کن حرمت ما را.
انشتن پا فراتر نه جهان عقل هم طي کن
کنار هم ببين موسي و عيسي و محمّد را
کليد عشق را بردار و حلّ اين معمّا کن
و گر شد از زبان علم اين قفل کهن واکن.
انشتن بازهم بالا
خدا را نيز پيداکن.

+ نوشته شده توسط alno در شنبه 31 فروردین1387 و ساعت 14:37 |
 

کام همگان باد روا، کام شما نه!‏
ايام همه خرم و ايام شما نه!‏

زان گونه عبوس ايد که گويي مي ي نوروز‏
در جام همه ريزد و در جام شما نه!‏

وآنگونه شب اندوده، که، با صبح بهاري، ‏
شام همگان مي گذرد، شام شما نه!‏

و انگار که خورشيد بهارانه ي ايران
بر بام همه تابد و بر بام شما نه!‏

اي مرگ پرستان! بپژوهيدم و ديدم
هر دين به خدا ره برد، اسلام شما نه!‏

قهقاه بهاران به سوي خلق، به شا باش، ‏
پيغام خدا آرد و پيغام شما نه!‏

اي جز دگر آزاري ي انعام شمايان
مايان همه را عيدي و انعام شما نه!‏

از عشق و جمال ايد چنان دور که گويي ‏
مام همگان زن بود و مام شما نه!‏

و آن سان چغر آمد دل تان کز تف دانش
خام همگان پخته شود، خام شما نه!‏

وين زلزله کز علم در ارکان خرافه ست
خواب همه آشوبد و آرام شما نه!‏

وين صاعقه در پرده ي اوهام جهاني
زد آتش و در پرده ي اوهام شما نه!‏

و آنگه، ز دواي خرد و عاطفه، درمان
سرسام جهان دارد و سرسام شما نه!‏

سنجيدم و ديدم که نشاني ز تکامل‏
احکام نرون دارد و احکام شما نه!‏

وندر حق فرهنگ هنرپرور ايران
اکرام عمر ديدم و اکرام شما نه!‏

وين قافله ي پيشرو دانش و فرهنگ
از گام همه برخورد، از گام شما نه!‏

اي معني ي "آمال"، شما را، نه جز "آلام"، ‏
کام همگان باد روا، کام شما نه!‏

وي دين شما دين "الم": زان که، به تصريح، ‏
جز "ميم" پسايند "الف لام" شما نه!‏

وي جز الم، البته الم تا دگران راست، ‏
سر چشمه ي انگيزش و الهام شما نه!‏

شادي گهر ماست، که ما جان بهاريم، ‏
اي "ملت گريه" به جز انعام شما نه!‏

ما، همچو گل، از خنده ي خود سر به در آريم:‏
بر کام خدا، نز قبل کام شما، نه!‏

وين گونه، در اين عيد، رمان آهوي اميد
رام همه ي ماست، ولي رام شما نه!‏

اي عام شما، در بدي و دد صفتي، خاص؛
وي خاص شما نيک تر از عام شما نه!‏

پوشيد عبا، زيرا پوشاک بشر را
اندام همه زيبد و اندام شما نه!‏

اي مردم ما را به جز انديشه و دانش
بيرون شدي از مهلکه ي دام شما نه!‏

بس مدرسه، هر سوي، به سرتاسر ايران
وا باد، ولي مکتب اوهام شما نه!‏

بادا که، به بازار جهان، دکه ي هر دين
واماند و دکانک اصنام شما نه!‏

اي تا، به سياست، کسي اعدام نگردد، ‏
تدبير سياسي به جز اعدام شما نه!‏

گر بخشش خصمان خدا خواهم از خلق، ‏
نام همه شان مي برم و نام شما نه!‏

يعني که سرانجام همه خلقان نيکو
خواهم، به سرانجام، و سرانجام شما نه!‏

اي، از پس خون دل ما، نوشي جز مرگ‏
از بهر دل خون دل آشام شما نه!‏

بادا که- به ناميزد- فرداي رهايي
فرجام همه باشد و فرجام شما نه!‏
                                                       ‎‎اسماعيل خوئي‎‎

+ نوشته شده توسط alno در جمعه 23 فروردین1387 و ساعت 9:59 |

چنين تا بيامد مه فرودين                        بياراست گلبرگ روي زمين
جهان گشته پر شادي و خواسته                در و بوم هر برزن آراسته
جهان از نم ابر پر ژاله شد                همه كوه و هامون پر از لاله شد
خروش تبيره بر آمد ز شهر                 ز شادي به هر كس رسانيد بهر
هوا پر خروش و زمين پر زجوش           خنك آنكه دل شاد دارد به نوش
شود آن زمان بر دل ما درست             كه از كينه دلها بخواهيم شست
زكين نو آيين و كين كهن                        مگر در جهان تازه گردد سخن
همه ساله پيروز بادي و شاد                    سرت پر ز دانش دلت پر زداد
بكوشيد تا رنجها كم كنيد                     دل غمگنان شاد و بي غم كنيد
بسازيد و از داد باشيد شاد                      تن آسان و از كين مگيريد ياد
سخنهاي ديرينه ياد آوريد                             به گفتار لب را به داد آوريد
جهان يادگار است و ما رفتني                        به گيتي نماند بجز مردمي
سراينده باش و فزاينده باش                  شب و روز با رامش و خنده باش
خداوند هستي و هم راستي                        نخواهد ز تو كژي و كاستي
مدار هيچ انديشه بد به دل                      همه شادي آراي و غم بر گسل
كنون خورد بايد مي خوشگوار                  كه مي بوي مشك آيد از جويبار

                                                                            حکیم فردوسی

 

سال نو مبارک

جاوید ایران زمین

زنده باد آزادی

زنده باد دموکراسی

+ نوشته شده توسط alno در پنجشنبه 1 فروردین1387 و ساعت 0:22 |

 بیش از ۵۰ نفر از دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه های سراسر کشور با نگارش نامه ای انتقادی به محمود احمدی نژاد، حق فعالیت و آزادی بیان را جزء حقوق اولیه خود دانسته اند و حذف گسترده فعالین دانشجویی را از سطح دانشگاه ها در آستانه انتخابات مجلس محکوم کرده اند. متن کامل این نامه به شرح زیر است:


جناب آقای محمود احمدی نژاد، ریاست جمهوری اسلامی ایران
با سلام
انتخاب شما به عنوان رییس جمهور نهم ایران قطعاً یکی از سخت ترین دوران ها را برای کشور، بالاخص جامعه دانشجویی، رقم زد. دورانی که فعالیت های دانشجویی تحت شدیدترین فشارها، به سوی وضعیتی غم بار سوق یافت.

جناب آقای دکتر، جامعه دانشجویی کشور پیش از این پیش بینی می نمود که با انتخاب شما، قطعاً تصمیم بر این خواهد بود تا نهادهای دانشجویی تا حدی محدود گردند. اما عملکردی چنین بی خردانه، حتی از سوی فردی چون شما هم برایمان قابل تصور نبود. شاید نگاشتن این نامه دردی از حال ما دوا نکند، با این حال لازم دانستیم از سر دلسوزی مطالبی را به اطلاع برسانیم تا شاید در ادامه، اوضاع را دقیق تر بنگرید و عمل کنید:

۱- لازم است بدانید که این انقلاب بر سه اصل استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی استوار است و قرار بود در این مملکت حتی مارکسیست ها هم اجازه سخن گفتن داشته باشند. اما چه کسی گمان می کرد روزی انجمن اسلامی، به عنوان تنها نهاد منتقد دانشجویی در دانشگاه ها، هم تعطیل گردد و فعالین آن با تهدید، تعلیق و زندان از فعالیت منع گردند؟!

۲- امروز ترکیب تشکل های دانشجویی به گونه ای است که همگی یا طرفدار سرسخت دولتند یا اساساً جایگاهی برای انتقاد به شما ندارند. در این میان تنها نشریات دانشجویی مجالی اندک برای دانشجویان مستقل بوده و کورسوی امیدی برای آنان به جای می گذارد. اما متاسفانه خاطره غم انگیز انتشار چهار نشریه با لوگوی جعلی که سبب گردید سه دانشجوی بی گناه پلی تکنیک، آقایان احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان، با وجود صدور حکم تبرئه و پس از گذشت بیش از ۱۰ ماه همچنان در بازداشت بمانند، هر مدیر مسئولی را دچار این تردید می سازد که مبادا مطرح نمودن انتقادات تند و تیز نسبت به جنابعالی سبب شود که نشریه وی نیز جعل گردد.

۳- «افتخار این دولت این است که بازترین فضای سیاسی را در طول تاریخ کشور ایجاد کرده است». این گوشه ای از سخنان شما در دانشگاه است. البته اگر کسی به کارنامه ۳۰ ماهه دولت جنابعالی بنگرد گمان می کند که شاید منظور آقای رییس جمهور، کشور دیگری است و یا این که بازداشت های گسترده دانشجویان و احکام محرومیت از تحصیل که آمار هر یک به بیش از ۱۰۰ مورد می رسد، همگی مصداق فضای باز سیاسی مورد ادعای جنابعالی هستند. البته برای جامعه دانشجویی کشور اینک روشن شده که تناقض گویی خصیصه بارز دولت مهرورزی است.

۴- اینک نیز که در آستانه انتخابات مجلس قرار داریم، حذف گسترده منتقدین دولت از دانشگاه ها همگام با رد صلاحیت کاندیداهای مجلس حاکی از آن است که اراده ی حاکم در صدد است تا بساط هر گونه نقد را از سطح جامعه برچیند.

با توجه به تمامی موارد بالا، ما، دانشجویان تعلیقی دانشگاه های کشور، حق فعالیت و آزادی بیان را جزء حقوق اولیه خود دانسته و حذف گسترده فعالین دانشجویی را از سطح دانشگاه ها در آستانه انتخابات مجلس محکوم می کنیم.

دانشجویان محروم از تحصیل امضا کننده این نامه:
دانشگاه اصفهان: مازیار معصومی، ارسلان صادقی، علی رهنما و علیرضا داوودی
دانشگاه امیرکبیر: اسماعیل سلمانپور، آرش آرمون، سجاد ویس مرادی، مجید شیخ پور، ناصر پویافر، نیما گرشاسبی، یوسف رشیدی و نریمان مصطفوی
دانشگاه تهران: میلاد عزیزی، سلمان یزدان پناه و رضا نگه داری
دانشگاه شاهرود: فرخنده بختیارزاده، علی قلی زاده، اشکان مدنی، فهیمه میر لوحی و جواد صفدری
دانشگاه علامه: فرهنگ سلامی، آیدین اخوان، مازیار سمیعی، رشید اسماعیلی، صادق شجاعی، علیرضا موسوی، عسل اخوان، مهدیه گلرو، مجید دری و ماندانا چترچی
دانشگاه کرمان: محسن خسروی، حسن حسینی، محمود هادی پور، حسام سعیدی
دانشگاه همدان: امین نظری، محمد صیادی، مهدی جمالوند و سیاوش حاتم
دانشگاه یاسوج: مجتبی نظری، محسن موسوی، امین خسروی و الهام علوی
امیر رئیسیان، رسول مظفریان، سامان فیروزی، علیرضا ارشادی فر، مسعود نظری فرد، مسعود قربانی نژاد، مهدی چاووشیان

                                                                                                منبع: خبرنامه امیرکبیر

+ نوشته شده توسط alno در شنبه 18 اسفند1386 و ساعت 22:22 |
بي گاه شد بي‌گاه شد خورشيد اندر چاه شد             خيزيد اي خوش طالعان وقت طلوع ماه شد

در چاه شب غافل مشو در دلو گردون دست زن           يوسف گرفت آن دلو را از چاه سوي جاه شد 
 

                                                                                                                 حضرت مولانا

+ نوشته شده توسط alno در دوشنبه 13 اسفند1386 و ساعت 22:50 |

تزویر و دروغ بنیان و اساس حکومت اسلامیست در ایران.

امروز ولادمیر پوتین قاتل هزاران مسلمان چچنی لقب دوست و برادر از آقای خامنه ای دریافت میکند.

امروز ولادمیر پوتین افسر سابق "ک گ ب" دست در دست احمدی نژاد نادان و کم عقل وارد کاخ سعد آباد می شود تا با بی شرمی هرچه تماتمتر ۳۷٪ از سهم ما از دریای مازندران را از ما غصب کند!!

امروز بار دیگر دست روزگار تاریخ را دوباره زنده کرد و بار دبگر ترکمانچای و گلستان به دلیل بی لیاقتی حکام ما تکرار شد!!

امروز ۷۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ دلار (هفت هزار میلیارد دلار با احتساب قیمت امروز نفت) از سرمایه ملی ما (در آمد نفتی ۱۰۰ سال ما) به تاراج میرود و هیچکدام از سردمداران این مملکت هیچ غلطی نمی کنند!!!

......!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده توسط alno در پنجشنبه 26 مهر1386 و ساعت 1:3 |
ضرب و شتم نیروهای ملی مذهبی در عید فطر
+ نوشته شده توسط alno در سه شنبه 24 مهر1386 و ساعت 0:14 |
:: اتحاديه فوتبال اروپا - يوفا ::